حرف دلتو بزن..

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد..

 اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون…

بعد از یک ماه پسرک مرد…

 وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر

پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد…

 دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده…

دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد…

 میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!

/ 3 نظر / 16 بازدید
armiya

بگـــذار ســـرنوشـــت راهـــش را بـــرود ... ! مـــن ، همیــن جا ، کنار قـــول هـایت ، درســــت روبــروی دوســـت داشتـــنت و در عمــــ ـــق نبـــودنت ، محـــــ ـــکم ایــستاده ام ...

armiya

من و تو که عاشق همیم من و تو که همدیگر رو خیلی دوست داریم من و تو به خدا که نباید از هم دور بمونیم من و تو که اغوش همدیگر رو داریم این حس درست مثل همون لحظه ای که انگار دوباره از مادر متولد شدیم من و تو هر چند که چیزی از دنیا نداریم من و تو قلبهای دوست داشتنید من و تو چشمهای منتظر و زیبایی اند من و تو دستان تشنه ای اند که هنوز سیراب نشدند دوست داشتن من رودر بایستی یا تعارف یا ..نیست! من با تو دوست داشتنی ام من و تو قدر دوست داشتنمون رو میدونیم من و تو نیمه گمشده ایم من تو رو پیدا کردم تو هم منو من بدون تو با واژه های عشق و علاقه و دوست داشتن غریبه ام من با تو قلبم به تاراج رفته است وقتی سرشار از عاشقانه هایت هستم من و تو دوستت دارم و میمانم را خوب میشناسد من دوستت دارد و با تو میماند من و تو تنها پناه عاشقانه امان زیبا ترین جمله ی دنیاست که دوستت دارم (من واژه ای تنها که می خواهد تو را ..با تو میماند) بی ریا بی ادعا بی هیچ مناسبتی بی دلیل و منی که در کنارش تو باشی مثل الماس باارزشی میماند که هرگز معیارش قابل سنجش نیست[گل][گل][گل][گل][ماچ]

armiya

شب سردیست و هوا منتظرباران است وقت خواب است و دلم پیش تو سرگردان است شب بخیر ای نفست شرح پریشانی من ماه پیشانی من دلبر بارانی من.... دوستت دارم